قادر حيدرى فسايى
43
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
دليل : صغرى : اطلاق كردن لفظ و ارادهء شخص آن ، لازمهاش يكى از دو چيز است . الف ) اتحاد دالّ و مدلول . ب ) تركيب شدن قضيه معقوله از دو جزء ( نسبت و محمول ) . كبرى : و اللازم باطل . نتيجه : فالملزوم مثله . توضيح صغرى : در زيد لفظ اگر زيد را دالّ بر شىء و حاكى از شىء قرار بدهيد ، محذور اول « 1 » لازم مىآيد چون مدلولى غير از خود و محكىّ غير از شخص خود ندارد . و اگر زيد را دال بر شىء و حاكى از شىء قرار ندهيد محذور دوم لازم مىآيد چون زيد محكى ندارد تا آن محكى ، موضوع براى قضيه معقوله باشد و حال آنكه ثبوت نسبت بدون طرفين محال است . 2 ) نظريه مصنّف : اين اطلاق ممكن است . جواب از اتحاد دالّ و مدلول : در دال و مدلول تغاير لازم است . ولى لازم نيست كه اين تغاير ، تغاير ذاتى باشد بلكه تغاير اعتبارى هم كفايت مىكند و در اطلاق كردن لفظ و ارادهء شخص تغاير اعتبارى وجود دارد با اين توضيح كه لفظ دو حيث دارد . الف ) حيث صدور : اين لفظ از متكلم صادر شده است . ب ) حيث مراد و مقصود بودن : اين لفظ مراد و مقصود متكلم است . لفظ از حيث اول دال و از حيث دوم مدلول است و همين اندازه براى تغاير بين دال و مدلول كافى است . جواب از تركيب شدن قضيه معقوله از دو جزء : در زيد لفظ اجزاء قضيه معقوله مثل اجزاء قضيه ملفوظه كامل است كه عبارتند از : الف ) موضوع كه خود كلمه زيد است . براى توضيح بيشتر مىگوييم موضوع در
--> ( 1 ) - نكته الف ) ضرورة استلزامه حينئذ لاجتماع النظرين فيه : احد هما النّظر العبورى الآلى و الآخر النّظر الاستقلالى ، حيث انّه باعتبار كونه حاكيا يكون منظورا فيه بالنّظر الآلى و باعتبار كون شخصه ايضا محكيّا يكون منظورا بالنّظر الاستقلالى و هو كما ترى كونه من المستحيل . نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 61 . نكته ب ) پس چگونه در كلام معصومين عليهم السّلام آمده است : يا من دلّ على ذاته بذاته ؟ محاضرات ، ج 1 ص 98 .